الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
263
تفسير مجمع البيان (فارسى)
سخن خود را از خطا و زشتى دور ، نگاه مىدارد . بديهى است كه در قرآن كريم ، اين نوع اختلاف ، وجود ندارد ، همانطورى كه تناقض كه نوع اول اختلاف است ، نيز وجود ندارد . اما اختلاف قرائت و تلاوت ، نظير اختلافى كه در وجوه قرآن است و اختلافى كه در تعداد آيات و سورهها وجود دارد و اختلافى كه ميان احكام ، از لحاظ ناسخ و منسوخ وجود دارد ، اين گونه اختلافات ، در قرآن موجود است و همهء آنها حق و صواب هستند . برخى مىگويند : اينكه در قرآن ، تناقضى وجود ندارد ، دليل است بر اينكه قرآن سخن خداست ، زيرا اگر چنين نبود خداوند در اين آيه به آن استدلال نمىكرد و اگر استدلال نكرده بود ، ممكن بود كسى بگويد : چه مانعى دارد كه گويندهء سخن طورى دقيق شده باشد كه آن را از تناقض ، منزه كرده باشد . لكن واضح است كه بنا - بر اين استدلال ، هنگامى مىتوان عدم تناقض را جهت اعجاز قرآن دانست كه يقين داشته باشيم كه پيامبر راست گفته و قرآن سخن خداست . پس از اين آيه ، خداوند مجدداً به شرح حال آنها پرداخته ، مىفرمايد : وَ إِذا جاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ : هر گاه به منافقان يا بقولى مسلمانان ضعيف و زبون ، خبرى برسد كه حاكى از يورش دشمن به مدينه باشد و ايجاد ترس كند يا حاكى از پيروزى مؤمنان بر دشمن باشد و ايجاد امنيتى كند . أَذاعُوا بِهِ : اين خبر را در ميان مردم منتشر مىكنند ، بدون اينكه به صحت آن يقين داشته باشند . خداوند از انتشار اين گونه اخبار كراهت دارد ، زيرا خواه ناخواه منتشر كنندگان آن از دروغگويى مصون نخواهند بود و همچنين اخبار وحشتآور ، مردم
--> ( آيا نهج البلاغه على را نويسندهء يا نويسندگان محترم لغتنامه ، مربوط به بعد از قرن سوم و عصر ورود فلسفه بمهد اسلام مىدانند يا قبل ؟ اگر مربوط به قبل مىدانند - كه حتماً همچنين است - چه خوب است در بارهء مسائل تحقيق بيشترى به عمل بياورند يا لا اقل چه خوب بود مدارك استنباطات خود را در اختيار ما قرار مىدادند !